ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

1945

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

خواستند وى را بدين سبب بقتل برسانند ، او فرار كرده و بشاه عبد العظيم ( ع ) پناهنده شد و مرحوم اعتماد التوليه نزد شاه از او شفاعت كرد و وى قبول نموده از قتل او گذشت به شرطى كه از شاه عبد العظيم ( ع ) بيرون برود . لاجرم او حركت كرده و مستقيما بگنابد آمد و از كردار خود پشيمان و بتقصير خويش معترف بود ، و حاج ملا سلطان على او را مورد لطف خود قرار داد و وى آنجا بود تا حاج ملا سلطان على را بقتل آوردند و اشعارى در مرثيه او سرود ، و بعدا با حاج ملا على و سپس با فرزندش صالح عليشاه تجديد عهد نمود . و در اواخر چندى رئيس اوقاف گرگان شد ، و بعد از آن رياست اوقاف گنابد را يافت ، و بعد از آن بمشهد رفت تا وفات كرد . و بالاخره وى پس از مدت هفتاد و چهار سال و چهار ماه قمرى و بيست و هفت روز عمر ، در چهارشنبه يازدهم ماه شعبان المعظم سنه 1344 هزار و سيصد و چهل و چهار - مطابق 5 اسفند ماه باستانى - در مشهد وفات كرد ، و هم آنجا در بيرون دروازهء سراب كه سمت غربى شهر است دفن شد در قبرستان دويم كه از يك حد بباغ منبع مىپيوندد و بقيهء حدود بصحرا است در ميان قبرستان در ميان زمينى بمساحت نه گز مربع كه يك چهار يك ارتفاع دارد . و او را چندين نفر فرزند از زنان عديده بهم رسيده : اول ميرزا محمد حسين كه در « طرائق 3 : 348 » نامى از او برده شده ، تولدش آخر شب 4 شنبه 14 محرم سنه 1297 . دويم ميرزا محمد تقى ناصر على ، تولدش شب شنبه 26 ذىالحجه سنه 1306 . و اين دو پسر با دو دختر ( سكينه متولد در اول روز 4 شنبه 6 ذىالقعده سنه 1307 و رباب متولد در اول روز شنبه ماه رمضان سنه 1311 ) از دختر حاج ميرزا مهدى بن ميرزا على اردكانىاند كه در ( 1259 ج 5 ش 952 ص 1605 ) گذشت . و هم او را دو دختر ديگر بنام رقيه و خديجه ( متولد در ساعت هشت و نيم از شب 4 شنبه 13 شوال سنه 1316 ) از دو بطن ديگر بوده . در « مجله وحيد . س 11 ش 7 ص 791 » نوشته كه صفيعلى شاه اين شعر را درباره حاجى نايب الصدر شيرازى كه سر بسلسله طاوسيه سپرده بود گفته : هشته عم ارشد پرمايه را * خوانده بابا عمهء همسايه را !